تبليغاتX
دریافت کد خون

یامهدی (عج)
   

         شهادت هشتمين نور خاندان عصمت؛ششمين پيشواي هدايت امام جعفر صادق (ع) تسليت باد.

                                

                               تاريخ شهادت : بیست و پنجم شوال سال 148 هجری قمری

       

امام صادق (عليه السلام ) : در موردي که نيت و اراده آدمي قوي باشد، بدن دچار ضعف و ناتواني نمي گرد

 

                  سلام دوستان باهم ببینم وقتی امام صادق(ع) داشت از دنیا میرفت به چه سفارش کرد

  ابا بصیر گفت:آمد م خدمت ام حمیده خانوم سلام عرض کردم و تسلیت گفتم دیدم بی بی پیراهن سیاه پوشیده در آن مکان که امام صادق از دنیا رفته شمعی روشن است . عرض کردم بی بی جان آقا وقتی از دنیا میرفت چیزی نفرمودنند؟ سفارشی نکردند؟ گفت چرا در آن لحظات آخر آقا سفاش نماز کردند .

فرموده بودند : لن ینالو اشفا عتنا من استخف بالصوت:به شفاعت ما اهل بیت نمی رسند آنکس که نماز را سبک بشمارد.

    آتش کشيدن خانه امام صادق(ع)


مفضّل بن عمر مي گويد : منصور دوانيقي براي فرماندار مکه ومدينه حسن بن زيد پيام داد : خانه جعفر بن محمد ( امام صادق ع) را بسوزان، اواين دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( عليه السلام) را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( عليه السلام) آمد ومیان آتش گام برمي داشت ومي فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّري اَنا بنُ اِبراهِيمَ خَليلِ اللهِ
« منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ وريشه دراطراف زمين پراکنده اند منم فرزند ابراهيم خليل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد.

 

   در ذکر خصوصیات حضرت مطلب زیاد است که بنده فقط به یک قسمت اشا ره میکنم

 

        
آراستگى ظاهر

در لباس پـوشيدن هم ظاهر را حفظ مى كرد و هـم توانايى مالى را و مـى فـرمو د:
(( بهتـريـن لباس در هر زمان, لباس معمـول مردم همان زمان است.))
هم لباس نـو مى پـوشيد و هم لباس وصله دار. هـم لباس گران قيمت مى پـوشيد و هـم لباس كـم بها و مى فرمـود: ((اگر كهنه نباشد, نو هـم نيست.))
لباس كـم بها و زبر را زير ولباس نرم و گران قيمت را روى آن مى پـوشيد وچون (( سفيان ثورى )) زاهد به وى اعتـراض كـرد كه(( پـدرت علـى (عليه السلام) لبـاسـى چنيـن و گــــرانبها نمـى پـوشيد )) فرمـود :
(( زمان علـى(عليه السلام) زمان فقر و ندارى بـود واكنـون همه چيزفراوان است. پـوشيدن آ ن لباس درايـن زمان لباس شهرت است وحرام خداوند زيبا است و زيبايى را دوست دارد و چـون به بنده اش نعمتـى مـى دهـد, دوست دارد بنده اش آن را آشكار كنـد.))
سپـس آستيـن را بالا زد و لباس زير را كه زبر و خشـن بـود , نشان داد و فرمـود:
(( لباس زبر و خشـن را براى خدا پـوشيده ام و لباس روئيـن را كه نـو و گـرانبها است بـراى شما.))
هنگـام احـرام و انجام فريضه حج برد سبز مـى پـوشيد و به گاه نماز پيراهـن زبر و خشـن و پشمين.
به وضع ظاهر خود بسيار اهميت مى داد. ظاهرش هميشه مرتب و لباسـش اندازه بود.
لباس سفيـد را بسيار دوست داشت و چـون به ديـدن ديگران مى رفت آن را برتـن مى كرد.
نعليـن زرد مى پوشيد و به كفـش زرد رنگ و سفيد علاقه مند بود.
موهاى سـر و صـورتـش را هر روز شانه مى زد.
عطـر به كار مـى بـرد و گل مى بـوئيد.
انگشترى نقره با نگين عقيق در دست مى كرد و نگيـن عقيق بسيار دوست مى داشت.
هنگام نشستـن گاه چهار زانـومـى نشست وگاه پـاى راست را بـر ران چپ مـى نهاد.
در اتـاقـش نزديك در و رو به قبله مى نشست .
لباسهايـش را خود تا مى كرد.
گاه بر تخت مى خـوابيد و گاه بر زميـن .
چـون از حمام بيرون مـىآمد لباس تازه و پاكيزه مى پوشيد وعمامه مى گذاشت.
بااين همه حضرت همگام وهمسان با مردم بود واجازه نمى دادامتيازى براى وى وخانواده اش درنظر گرفته شود. واين ويژگى هنگام بروز بحران هاى اقتصادى و اجتماعى بيشتر بروز مى يافت. ازجمله در سالى كه گندم درمدينه ناياب شد , دستور داد گندم هاى موجود در خانه را بفروشند و ازهمان, نان مخلوط از آرد جو وگندم كه خوراك بقيه مردم بود, تهيه كنند و فرمود:
فان الله يعلم انى واجدان اطعمهم الحنطه على وجهها ولكنى احب ان يرانى الله قداحسنت تقديرالمعيشه.)

خدا مى داند كه مى توانم به بهترين صورت نان گندم خانواده ام را تهيه كنم; اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ريزى صحيح زندگى ببيند.
يعقوب سراج مى گويد: براى تسليت گفتن همراه امام صادق(عليه السلام) راهى منزل بعضى از خويشاوندان آن حضرت شدم. در بين راه بند كفش امام صادق(عليه السلام) پاره شد. آن حضرت كفش خود را به دست گرفت و با پاى برهنه به راه خود ادامه داد. ابن ابى يعفور كفش خود را درآورد و تقديم امام صادق (عليه السلام) كرد. اما آن حضرت نپذيرفت و فرمود:
صاحب مصيبت سزاوارتر است ازصبر برآن.امام صادق(عليه السلام) با پاى برهنه به راه خود ادامه داد.

در مجموع بسيار بـا ابهت بودند . چنـدانكه چـون دانشمنـدان زمانـش به قصـد پيـروزى براو بـراى مناظره هاى علمى به ديـدارش مـى رفتنـد, با ديدن او زبانشان بند مىآمد.
همـواره با وقار ومتيـن راه مى رفت و به هنگام راه رفتـن عصا در دست مي گرفتند . 
       
+ نوشته شده توسط منتظر مهدی جان(عج) در جمعه 26 آبان1385 و ساعت 7:30 |
    سلام دوستان وبلاگ طلبه ی امروزی با مطلب   خودم امام زمانم!

                 به روز شده حتما بخونید و نظرتون رو هم بزارید

                                          http://talabeh.blogsky.com/

+ نوشته شده توسط منتظر مهدی جان(عج) در جمعه 19 آبان1385 و ساعت 8:54 |

    

                                   

                                      كاش مي شد اشك را تهديد كرد  

                                       كاش مي شد خنده را تمديد كرد

                      كاش مي شد در ميان لحظه ها لحظه ي ديدار را نزديك كرد

                                         سلامٌ علی آل یاسین              

 

                               آقا جان امروز جمعه است بيا و غبار غم را از دلها بزدا .

                             ميگويند جمعه مي آيي همه روز برايم جمعه شده و ندبه ميخوانم

 

                                                       بيا كه منتظرت هستم

+ نوشته شده توسط منتظر مهدی جان(عج) در جمعه 19 آبان1385 و ساعت 7:9 |
  

  عيد سعيد فطر بهارجوشش شكوفه هاى تقوا

 

بر شاخسار ايمان مبارك باد            

             

     مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از   كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

روایت
 اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:
 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:
 «هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»
 روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند.
 فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن است.
 ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

 عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.
از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.


 و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:
 «... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏»
بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه برند.

 

                                                     

                                                                                                                                    

 

 

صبح دلكش فطر فرارسيد


يك بار ديگر صبح پرفروغ فطر از سمت رحمت و عطوفت الهى دميدن گرفت و سير عشق در سلوك فطر به اوج رسيد.

راستى چه تماشاخانه اى است صبح فطر، همان صبحى كه هر سويش را با نشانه هاى رحمت و مغفرت زينت بسته و آيات رحمانى همچون قنديل هاى فروزان از هر سو آويخته اند و جان ها را سرشار از بارقه هاى اميد مى كنند.

صبحى كه در قنوتش عندليب جان به پهناى فلك دهان مى گشايد و با نواى عرشى زير و بم تصنيف رحمانى را ترنم مى كند كه اى خداى، اى اهل گذشت و مهر و آمرزش به من هم از همان كه به بهترين بندگانت بخشيدى عطا كن!

در اين صبح همسفران ماه خدا در اقيانوسى از لطف و مكرمت الهى غرق مى شوند و با امواج نياز تا ساحل حضور راه مى پيمايند. رهروان طريق رمضان اكنون پس از درك سى ستاره درخشان، چه صبح دلكشى دارند. صبح روشنى كه با عاشقانه هاى ياالله، يا سلام، يا الله يا مؤمن آغاز مى شود و سپيده دم آن بر باغ هاى رنگارنگ بهشت فخر مى فروشند و بهشت مينو با همه وسعت رحمانى اش بر آن رشك مى برد.

چه صبح دل انگيزى است صبح فطر، همان صبحى كه ابليس، رهزن را به توشه و انبان مؤمنان راهى نيست و شاخه هاى سدرة المنتهى از عرش تا فرش گسترده است. همان صبحى كه حرف هاى دلخراش رانده مى شود ونفخه هاى ربانى تحفه هاى روحانى تقسيم مى كنند. صبحى كه شميم عشق تا ساحل اشراق «يا جميل يا معطى، يا مفصل، يامجمل، يا بديع» به پرواز در مى آيد.

در ضمير ما نمى گنجد به غير از دوست كس

هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس

***

برای دنبال مطالب روی ادامه مطالب کلیک کنید 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط منتظر مهدی جان(عج) در دوشنبه 1 آبان1385 و ساعت 20:7 |